سلام و یا علی مدد آشنای احساس ... سلام و بسیار سلام
غزل گونه ای را به حضور تقدیم میکنم... باشد که قبول افتد و در نظر آید...یا علی بگو
زناله منع مکن عاشق بلا کش را
کسی نبسته به افسون زبان آتش را
با گرم و سرد جهان هرکه ساخت همچون شمع
شکست رونق بازار آب و آتش را
هجوم خار کند شعله را قوی چنگال
شکست دیر توان داد خصم سرکش را
به باغ چهره گل را حلاوت دگر است
مبر ز میکده بیرون شراب بیغش را
ز آشنایی دیوانه بسکه در حذرم
برون ز سینه فکندم دل مشوش را
به فکر آن بت نقاش میرم از خویش
به هرکجا شنوم خانه منقش را
به سحر ناله نماندست ایلیا اثری
چگونه رام کنم با خود آن پری وش را؟
در پناه عشق علی باشید
+ نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 18:46  توسط ایلیا سنجابی
|
