تبليغاتX
ظهور ایلیا

ظهور ایلیا

شراب عشق را نازم که هر خلوت نشینی را

کند رسوای هر محفل ولی آهسته آهسته

یا علی بگو

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 15:0  توسط ایلیا سنجابی  | 

یا علی آشنای احساس

بعضی وقت ها یه شعر ساده فلکلور چنان تاثیری روی انسان میزاره که نگو و نپرس...برای ارتباط با انرژی عالم باید ملتمس ارتباط بود نه منتظر ارتباط...یعنی از هر فرصتی و از هر چیزی استفاده کرد حتی که یه آهنگ عامیانه...

 

وقتی تو هستی آسمون پر از نوره

غم از قلبم هزارون ساله دوره

الهی نشکنه قلب من و تو که هر کی عاشقه قلبش بلوره

نگاهم کن نگاهت با نگاهم قصه ها داره

نگاهم کن که چشمت قصه های آشنا داره

برای من تو خورشیدی تو نوری

تو دریایی که سرتا پا بلوری

بمون با من که قلب من نمیره

کنار تو دلم آروم بگیره

دلم افسانه ای جز عشق پاک ما نمی دونه

که تنها عاشق اون افسانه خوبی که میدونه

یا علی بگو 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 10:39  توسط ایلیا سنجابی  | 

 


Javascripts